کد خبر: ۴۴۲۵۲۸
تاریخ انتشار: ۲۷ خرداد ۱۳۹۶ - ۰۸:۱۸ 17 June 2017

محمود اسعدی| مرحوم جرج جرداق نویسنده، شاعر و پژوهش‌گر شهیر مسیحی لبنانی را چند بار در زمان‌های متفاوت ملاقات کردم. نخستین مرتبه حدود 15 سال پیش در شهر بیروت و بعدها در هتل آزادی تهران و شهر شیراز. در بیروت و در منزل وی گفت‌وگوی ذیل انجام شده است. جرداق گرچه در 83 سالگی جهان فانی را وداع گفت اما صدای عدالت او در معرفی حیدر کرار امام علی در آفاق انسانی متجلی است. خدایش بیامرزد. اکنون ترجمه ماحصل «دیدار» با حذف سؤال‌ها از نظر می‌گذرد:

زندگی من از نظر اجتماعی دارای ویژگی های خاصی است، تصور میکنم باید درباره محیط کشورم و موقعیت خانوادگی‌ام توضیح کوتاهی بدهم. فضای کشور من، لبنان، فضای عربی خالص است چون انسانهایی که با آنها زندگی میکنم همگی عرب هستند؛ یک محیط عربی-اسلامی و این میراث ماست. نکته جالب آنکه عرب، امام علی را به خودش اختصاص میدهد همانگونه که شیعه او را از آنِ خویش میداند. 80 درصد مردم ما دارای مدرک دکترا در ادبیات، در ریاضیات، در پزشکی و سایر رشته‌ها هستند. کشور ما واقعاً یک کشور فرهنگی است این از زاویه عمومی آن. اما در مورد محیط خانه و خانواده ام باید بگویم پدرم و اجداد من همگی با دانش و علم ارتباط مستقیم داشته اند کتابخانه ی بزرگی که انبوه کتاب های تاریخی به یادگار در آن است از میراث پدر و اجدادم به شمار می¬رود و این میراث فرهنگی دلیل و شاهدی بر مدعای من است.

هنگامی که من پسربچه ی کوچکی بودم در یک محیط جغرافیایی بسیار زیبا زندگی می کردم. وقتی از مدرسه بازمی گشتم به طرف گیاهان، صخره و یا زیردرختان می رفتم و کتاب های عربی همچون "مجمع البحرین" و "دیوان متنبی" را مطالعه و حفظ می کردم با این وصف پدر، مادر، خانواده و معلم مدرسه مرا درک نمی کردند به همین جهت سراغ برادر بزرگم ،فواد، رفتم او شاعر و دانشمند معروفی بود در حالی که من پسربچه ای کوچک بودم، وی سراینده قصیده هایی در مدح امام علی بود که آنها را برای زائران می خواند فوراً تصمیم گرفتم نهج البلاغه را بخوانم و آن را حفظ کنم درحقیقت من حدود 70 درصد مطالب آن را حفظ کردم. تمامی این فضاها؛ شامل مطالعه نهج البلاغه در دوران کودکی و تمام مطالبی که من از برادر بزرگترم شنیده بودم همگی باعث رشد فکر من درمورد امام علی شد. امام علی شخصیتی واقعاً عظیم و بزرگ به شمار می‌رود.

دورانی که شهرم را ترک کردم و به بیروت آمدم، شروع به خواندن نمودم. در 17 سالگی کتابی به نام "واگنر و زن" نوشتم. واگنر شاعر، نوازنده و فیلسوف آلمانی بود. این کتاب زمانی که به انتشار رسید جهت مطالعه دانشجویان دوره دکتری معرفی شد. هنگامی که از مدرسه فارغ التحصیل شدم به نوشتنِ مطلب در روزنامه های عربی مشغول شدم و پس از آن به تدریس ادبیات عرب در دانشکده های بیروت پرداختم.

امام علی موضوع مناسبی برای پژوهش به نظرم می رسید. خزانه دانش من درباره امام علی هم در "ادبیات عربی" و هم در "فلسفه عربی" پر از معلومات و نکات تازه بود ولیکن دوست داشتم دانش و معلوماتم ورای تدریس این دو موضوع در دانشکده باشد پس به جستجوی مطالبی راجع به امام علی مخصوصاً در کتاب های نویسندگان معاصر مثل "العقاد" و "تحسین" پرداختم. مطالعه کردم و متوجه شدم این مرد بزرگوار همچنان مظلوم است. بسیاری از کسانی که درباره ایشان صحبت کرده بودند صرفاً مسائل تاریخی را درباره ایشان بیان کرده بودند مسائلی مثلِ "خلافت و ولایت حق او بود یا خیر"، "چه کسی موافق و چه کسی مخالف او بود" و سایر مسائل اینچنینی. این اطلاعات چیزی نیست که فرزندان قرن حاضر و حتی شیعیان این زمان به دنبال آن باشند بلکه چیزی بیش از این مسائل باید مدنظر پژوهشگران باشد. امام علی بزرگتر از چارچوب تاریخی است که او را در آن محدود کرده اند.

احساس کردم لازم است نهج البلاغه را دوباره بخوانم. به نهج البلاغه بازگشتم و دریافتم که هنوز بزرگی و عظمت این مرد کشف نشده است. بر من آشکار شد که او یک رهبر و مربی مصلح است که تفکر، جزء وجودی اوست. رهبر وجودی که به مفهوم فلسفی، در فقر و نیاز متبلور است. پس به ذهنم رسید که نظراتم را چاپ کنم این کار را در 21 سالگی انجام دادم و کتابی در 6 مجلد نوشتم. شما هنگامی که آن را می خوانید از عناوین آن، مطالب آن را متوجه می شوید.

من میان افکار رهبران و برخی نهضت های مردمی و عقیده های امام علی بررسی تطبیقی عمیقی انجام داده ام. این بررسی ها نشان می دهد که امام علی گام های زیادی از بقیه جلوتر است پس کتاب دیگری به نام"علی و انقلاب فرانسه" نوشتم و اشاره کردم که تفکر انقلاب فرانسه از جوانب انسانی و عقلانی -که منطق آن را می پذیرد- همگی در شخصیت امام علی وجود دارد. هنگامی که امام علی می فرمایند "نعمتی را انباشته ندیدم مگر آنکه در کنار آن حقی ضایع شده باشد" اشاره به مشکل امروز برخی از جوامع دارد. اگر بخواهیم مقایسه کنیم اغلب مطالبی که مسلمانان راجع به پیامبر می نویسند تقریباً منصفانه است زیرا کسانی که راجع به وی مطلبی می نویسند -درغرب و شرق- تقریباً انصاف به خرج می دهند ولی در مورد امام علی چنین نیست.

من در نوشته هایی که راجع به امام علی وجود دارد نوعی از غبن و خسران می بینم زیرا تمام آن ها پیرامون مسائل محدود تاریخی است و تأثیر چندانی ندارد. من به این نتیجه رسیدم که او برای تمام امت ها و زمان ها صالح و مناسب است از این زاویه شروع به نوشتن کتابی درباره امام علی نمودم. کتاب " عقاید انقلاب فرانسه" برای آن بود که به تاریخ بپردازد. شما می دانید که حقوق انسانی با تغییر زمان متحول می شود؛ حق آزادی، حق زندگی، حق اینکه کسی خودش باشد نه دیگری. تمامی نکات در افکار امام علی وجود دارد ؛مثال می زنم آنچه که در زمان حال اتفاق می افتد برخی عقاید انقلاب فرانسه نزد امام علی و به صورت خاص در نهج البلاغه وجود دارد و ما شاهد ضمیر سالم و اخلاق سالم و احساس ضرورت آزادی برای تمام مردم در افکار امام علی هستیم حتی زمانی که زره حضرت علی را از او گرفته بودند و ایشان را آنکار می کردند، او جهت احقاق حق خود به قاضی مراجعه کرد و این اخلاق انبیاء است پس او مردی وجودی بود و وجود به زمان محدود نمی شود و محدوده خاصی ندارد. "وجود" شامل تمامی اعصار و قرون است و امام علی در آثار فکری و ادبی خودش تمامی آرزوهای انسان در هر زمان و مکانی را جمع کرده است.

عظمت در آن است که او متعلق به تمام زمان ها و مکان هاست نه برای زمان، مکان و قوم خاص. من در شعری گفته ام که "تو برای یک قوم و دینی خاص نیستی تو برای تمامی مردم هستی" هیچ کسی را مثل امام علی نمی¬توانم پیدا کنم در هیچ طایفه ای از مردم و در هیچ زمانی از زمان‌ها.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار